![]() |
![]() |
|
|
سلام بچه های نگارکده:
راستش می خواستم بگم یه مدت نمی آپم. نپرسید چرا. فقط تا این حد بدونید که از عاشقی سیر شدم. واسم دعا کنید ( |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:48 توسط نگار |
|
|
سلام دوستان.
آره دوستان اگه دوست دارید بدون دردسر و بدون کار کردن پول دار بشید و پول پارو کنید ادامه ی مطلب رو حتما بخونید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:34 توسط نگار |
|
|
چشمت ز من عاشق دلداده گرفتی ( در حسرت دیدار تو آواره ترینم). بسیار کلک دارم و از چشم سیاهت یک بار نگاهی بگرفتم: آن گل که تو دیدی؛ من خیره شدم در پی آن گل دیدی به چه حیله به نگاهت بنشستم؟
یک روز گرفتی زمن آن دست لطیفت من ریخته ام حیله و نیرنگ تا دست تو در دست بگیرم هرچیز به دست تو رسیده من بعد تو در دست گرفتم.
یکصد کلک و نیرنگ؛ من لب ز لبان تو گرفتم؛ (لیوان زلبت بوسه گرفت و من زلیوان) (دیدی به چه حیله ز لبت بوسه گرفتم؟)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:39 توسط نگار |
|
|
گفتم که دلم در پی دیدار تو بی تاب گفتا تو ندانی که من هستم و تو در خواب گفتم که چرا چشم من عاشق بیمار بیگانه بماند ز رخ همچو تو مهتاب؟ گفتا که سخن بس که دگر هیچ نگویم این راز بماند زپس پرده آفتاب گفتم که برو دست علی پشت و پناهت گفتا که بمانید به دیدار چو بی تاب
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 0:14 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|